ابو القاسم سلطانى
227
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
برگها متناوب ، تخممرغى يا دوكىشكل ، نامنظم ، ضخيم و چرمى با طعم كمى تلخ و قابض و بدون بو به درازاى 2 سانتيمتر و پهناى آن 12 ميليمتر سطح فوقانى پهنك سبز و براق و سطح زيرين پهنك كمرنگتر و مات مىباشد . گلهاى كوچك اين درختچه جرسىشكل به رنگ سفيد مايل به قرمز با نوكى تيز و صورتىرنگ مىباشد ميوه شفت تا كروى ، قرمزرنگ و داراى دانههاى سفت است و حاوى ويتامين C ، موسيلاژ و كمى قند مىباشد . قسمت مورد مصرف : برگها مىباشند كه در اواخر تابستان و اوائل پائيز جمعآورى مىشوند . تركيبات شيميائى : برگها حاوى هيدروكينونها نظير آربوتين Arbutin ، ( آربوتوزيد C 13 H 18 O 7 , , C 12 H 16 O 7 ) Methyl arbutin , Iridoids و فلاونوئيدهائى نظير كورسيتين ، ايزوكورسيترين ، ميريكاسيترين Myricacitrin و اسيدهائى نظير اورسون يا اسيد اورسوليك ، اسيد گاليك ، اسيد ماليك و همچنين رزين ، تانن ، املاح معدنى و كمى اسانس مىباشد . تاريخچه و كاربرد آن در طب سنتى : ابن بيطار نوشته كه در كتاب رحله گفته شده است كه عنب الدب درخت كوهى است كه در صخرهها مىرويد لذا آن را غابش نام نهادهاند و در كتاب ميامن 1 * جالينوس از اسقلبيادس نقل كرده است كه آن در نبطش مىرويد و آن ميوه نباتى است كه بلندى آن بين حشيش و درخت است و برگ آن شبيه برگ قاتل ابيه 2 * و ميوه آن گرد و قرمز و طعم آن قابض و در هموپتيزى به كار مىرود . ابن بيطار خود درباره گياه گويد : بلندى آن به قامت انسان و شاخههاى آن به زمين مايل است و در صخرهها مىرويد ساقهها كجومعوج بدون خار و سخت هستند . برگ آن مانند برگ انار كوچك و به خرفه نيز شباهت دارد و ميوه آن به حجم ميوه سدر است و رنگ آن قرمز و داخل آن 4 تا 5 دانه كوچك مىباشد ، طعم آن قابض و طعم ميوه شيرين كمى تلخ ، لزج و قابض است و در اندلس مىرويد و در جبال غرناطه و جيان و رنده مىرويد از آن آرد تهيه و در اسهال مزمن مصرف مىنمايند . . . ( تت جامع مفردات ج 3 - 137 ) 3 * . عنب الدب درختى است كوهى و آن را غايش خوانند ( اختيارات 308 ) به تركى مردار آغاجى 4 * گويند . . . بيطاران پوست او در ورم دواب مىگذارند تا چرك آورده بهشود . . . ( تحفه 186 ) . به تركى مردار آغاجى و بارشين نيز گويند . . . ( مخزن 402 ) . عنب الدب به فارسى انگور خرس و به فرانسه و لاتين اووااورسى نامند . . . استعمال مخصوص او در نزله مزمن مثانه است . . . و نيز مفيد است در ترشح بلغم از قصبه الريه كه آن را نزله قصبهء الريه نامند به اين